صفحه اصلی
 
اخبار

مقاله ای با عنوان

«توبه»

به سایت اضافه شد.

-------------------

مصاحبه جدید دکتر میرباقری

با هفته نامه

 همشهری جوان

 به سایت اضافه شد.

------------------------

مقاله ای با عنوان

«تهاجم بر اندیشه قداست قرآن»

به سایت اضافه شد.

--------------------------

کلیه فصول کتاب

«به رنگ آسمان»

 به سایت اضافه شد.

حاضرین در سایت

16 میهمان حاضرند

آمار

بازدیدکنندگان: 114601
 
 
انسان در زندگی دنیوی ساخت PDF چاپ ارسال به دوست

انسان در زندگی دنیوی

 

 بحث اصلی ما در مورد زندگی دنیوی بود و گفتیم که انسان در زندگی دنیوی بر سر یک دوراهی قرار دارد. به این معنی که مجموعه عواملی انسان را بسوی خیرات و مجموعه عواملی انسان را بسوی مسائل منفی می­کشاند (اما شاکراً واما کفوراً) . در واقع خداوند این زمینه­ها را فراهم کرده است تا انسان خود تصمیم بگیرد. یعنی از یک طرف شیطان و هوای نفس بر سر راه انسان است و از طرفی عقل ، هدایت انبیاء و الهامات ملائکه قرار دارد. در واقع مجموعه عواملی انسان را در راه رسیدن به خیرات کمک می­کند و مجموعه عواملی انسان را بسوی اعمال ناشایست می­کشاند منتها عامل تعیین کننده در این کشاکش اراده انسانی است . چرا که هیچ کس به جای ما تصمیم نمی­گیرد ، به عبارت دیگر تشویق می­شویم ولی از هیچ طرف اجبار نمی­شویم ، یعنی ملائکه و شیطان که نمی­توانند انسان را اجبار کنند و تنها خداوند است که می­تواند و او هم نمی­کند یعنی به معنای واقعی انسان ممتحن است . خداوند در آیۀ 248 سوره انعام می­فرماید: (سیقول الذین اشرکوالوشاء الله ما اشرکنا) مشرکین می­گویند اگر خدا می­خواست ما شرک نمی ورزیدیم (کذلک کذب الذین من قبلهم حتی ذاقوا بأسنا) کسانی هم که پیش از آنها بودند چنین حرفهای دروغی را به خداوند نسبت می­دادند. و در ادامه می فرماید: بلی اگر خداوند همه مردم زمین موحد می­شوند اما خداوند نخواسته است که مردم جبراً موحد شوند. ولی مشرکان این جمله را عوض می­کنند و می­گویند که خداوند خواسته است ما مشرک باشیم ، قرآن می­فرماید خدا نخواسته که شما مشرک باشید بلکه شما را آزاد گذاشته و جبراً نمی­خواهد که شما مشرک باشید ولی مشرکان این حرف را عوض کرده و می­گویند اگر خداوند نمی خواست ما مشرک نمی­شدیم. نکته قابل توجه در اینجا آن است که خداوند دوست دارد تمام بندگانش مؤمن باشند ولی مشیت قاهره خداوند باعث می­شود که انسان به معنای واقعی ممتحن باشد، (ولو شاء الله لو آمنوا من فی الارض جمیعاً) یعنی اگر خداوند می­خواست تمام اهل زمین مؤمن می­شدند خداوند    نمی خواهد که همه مومن شوند. البته این بدان معنا نیست که خداوند دوست ندارد بلکه نمی­خواهد بندگان را به ایمان وادار کند.

 

جبر غیر مستقیم ؟

 

حاضران : آیا این قرآن که می­فرماید (ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم) جبر غیر مستقیم نیست.

استاد : در واقع این نوعی کیفر و تنبیه است ، درست مانند دانش آموزی که از کلاس بیرون انداخته می­شود تا به طور کلی حرف کلاس و علم را نشنود ، یعنی در واقع رابطه آن شخصی که معصیت کرده است با هدایت قطع می­شود. به طور کلی خداوند راه و هادی بر سر راه انسان می­گذارد تا شاید در دل انسان تغییراتی ایجاد شود. یعنی گاهی خداوند به انسان توجه می­دهد ، ولی آیا ما همیشه به این توجهات را احترام می­گذاریم و یا خیلی وقتها آن زیرپا می­گذاریم. به هر حال خداوند نمی­خواهد چیزی را جبری به انسان بدهد بلکه می­خواهد انسان آزادانه تصمیم بگیرد.

دسته بندی مردم

حال باید ببینیم که مردم به چند دسته تقسیم می­شوند. تعبیری که در سوره هل اتی دارد انسان­ها را به دو دسته تقسیم می­کند اما شاکراً و اما کفوراً ، منتها همین شاکرن خود به دو دسته تقسیم می­شوند. تعبیری که قرآن در روز قیامت برای انسانها دارد، انسانها را به سه دسته اصحاب یمین ، اصحاب شمال  و سابقون (السابقون و السابقون اولئک المقربون) تقسیم می­کند ، البته تقسیم بندی مردم در دنیا نیز همان سه دسته هست منتها تعابیری که درباره آنها به کار می­رود. به طور کلی اهل حق دو دسته هستند خداوند در آیه 33 سوره فاطر ، می­فرماید (ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا) ما کتاب یعنی قرآن را به آن دسته از بندگانی که برگزیده بودند به ارث دادیم و سپس انسانها را سه دسته می­کند (فمنهم ظالم لنفسه) یک دسته از مردم ظالم بر نفس خویشند (و منهم مقتصد) و دسته­ای میانه رو هستند، قصد به معنای میانه روی است. (ومنهم سابق بالخیرات باذن الله) و دسته­ای به اذن خداوند پیشتازان و سبقت کنندگان در خیرات هستند (سابق الخیرات) بنابراین ظالم بر نفس در روز قیامت اصحاب شمال و مقتصد اصحاب یمین است . در واقع مقتصدین اهل حقی هستند که ، بهشتی نیز هستند ، اهل حق هستند که بین دنیا و آخرت را دارند یعنی طوری رفتار می­کنند که نه سیخ بسوزد نه کباب ، یعنی از یک طرف به طور محض دنبال دنیا نیست و از طرف دیگر اینطور نیست که پاک باخته راه خدا باشد. به طور کلی نوع متدینین جزء این دسته هستند.

 

طبقات اصحاب یمین و مقربین

 البته اصحاب یمین هم سه دسته هستند یک دسته از آنها بسیار نزدیک به مقربین هستند یعنی در واقع خود مقتصدین به سه دسته تقسیم می­شوند. البته مقربین هم طبقاتی دارد که به عنوان  مثال رسول اکرم و ائمه هدی در رأس این طبقه بندی قرار دارند .

 

تفاوت علما و شهدای مقربین

حاضران : بین علما و شهدایی که جزء مقربین هستند کدام یک افضل هستند ؟

 استاد : تا چه عالمی باشد و چه شهیدی ولی به طور کلی مقام عالم بالاتر از مقتول فی سبیل الله است ، کما اینکه مقام هر عالمی از مقام هر شهیدی بالاتر نیست . بنابراین مردم در دنیا به این سه دسته تقسیم می­شوند ، که این سه دسته در دنیا در کنار هم هستند ولی حساب آنها در هنگام مرگ از هم جدا می­شود . به عنوان  مثال در قیامت مقامات عالیه ای دارند که دیگران ندارند یعنی وضع مقربین در بهشت با بقیه متفاوت است .

 

وجه تسمیۀ اصحاب یمین و شمال

حاضران: اسم گذاری اصحاب شمال واصحاب یمین بر چه اساسی است.

 استاد : شمال یعنی چپ، یا مشئمه یا میمنه ، میمنه از یمن می­آید به معنای مبارکی ضمناً به معنای سمت راستی هم هست، مشمئه از شومی آید به معنای نامبارکی ضمناً به معنای شومی است، سمت چپی است ، یکی از نکات بسیار مهم در مورد خصوصیات و رفتارهای سه دسته کذا است یعنی اصحاب یمین چه می­کنند که به آنها اصحاب یمین می­گویند و یا مقربین چه خصوصیاتی دارند این مطالب جز نکات بسیار مهم است که باید به آن توجه شود به طور کلی کلمه ابرار در هر کجای قرآن که آمده است در رابطه با مقتصدین بوده است (ان الابرار لفی نعیم ) یا (کلان ان کتاب الابرار لفی علین و ما ادرائکه ما علیون کتاب مرقوم) سرنوشت ابرار در بهشت (یشهدوه مقربون)زیر نظر مقربون است یعنی بهشت یک پادشاه دارد که آن پیغمبر اکرم است ، یک آیه از قرآن در مورد پادشاهی بهشت سخن می­گوید که خطاب به رسول اکرم است بعد از پیغمبر اکرم ، نیز سایر مقربین یعنی ائمه هدی، سردمدار بهشت هستند که پرونده ابرار زیر نظر این مقربین است.

 

کلمۀ مؤمن در قرآن

در سورۀ مؤمنون علاوه بر ایمان شرط عمل صالح هم آورده است. یعنی آن مؤمنینی رستگار می­شوند که در نمازشان خاشع باشند( الذین هم فی صلاتهم خاشعون) یعنی ایمان به علاوه عمل صالح. بحث قبلی ناظر به کمال ایمان بود نه عمل صالح. یعنی صحت اعتقاد و کامل بودن آن. به هر حال «مؤمن» در قرآن کلمه ای عام است و حتی در بعضی جاها فقط برای اهل بیت به کار رفته است. (قول اعملو فسیری الله عملکو و رسوله و المومنون) شما عمل کنید عمل شما را خدا می­بیند، پیغمبر هم می­بیند ، مومنین هم می­بینند در روایت دارد که منظور از مومنون در این ایه اهل بیت هستند. که اعمال انسان در روزهای دوشنبه و پنجشنبه هر هفته و پنجشنبه آخر ماه خدمت امام وقت عرضه  می­شود. که در روزهای دوشنبه و پنجشنبه ، در روایات فراوانی است و پنجشنبه آخر ماه اعمال ما را به خدمت امام وقت عرضه می­شود. بدون شک این قطعی است ، در شب قدر تمام تقدیرات را به محضر امام زمان (عج) عرضه می­کنند ، پس در اینجا لغت عام برای مصداق خاص به کار رفته است.

 

احراز مقام قرب

 

سؤال: شرط احراز مقام قرب چیست؟

پاسخ : بسیاری از مشخصات مقربین در قرآن آمده است .علی الخصوص سوره «هل اتی» مخصوص مقربین است . یک ایه در این سوره هست که می­فرماید «ان الابرار شیربون من کأس کان مزاجها کافورا» من در این فکر بودم که وقتی سوره درباره مقربین است چرا درباره ابرار سخن گفته است. تقریباً یکسال این بحث در ذهن من بود. در تفاسیر نیز در این باره بحثی نیامده است. به فضل خدا این مطلب برای من روشن شد. ویژگی دیگر این است که تفاوت سه دسته اصحاب شما ، اصحاب یمین و مقربین در هنگام مرگ چیست؟ در این بحث اگر در کنار آیات روایات مربوطه هم آورده شود بحث بسیار شیرین و جذابی خواهیم داشت.

سئوال: سئوال بعدی این است که آیا می­توان مقرب شد؟ یا ما باید در راه مقربین حرکت کنیم؟

پاسخ : باید ببنیم قرآن از ما چه دعوتی کرده است.

 حاضرین:مگر پیامبر اکرم در قرآن به عنوان اسوه معرفی نگردیده اند؟

 استاد: چرا! ولی معنای اسوه این نیست که مثل او شویم. او الگو است و باید به او نزدیک شویم. مثل یک قهرمان که دیگران سعی می­کنند به او نزدیک شوند.

 

 عقل و قلب

 در آخر بحث بسیار مناسب است که حدیثی اخلاقی درباره این سه دسته بخوانیم . در ذیل سورۀ فاطر در تفسیر مجمع البیان حدیثی آمده است که بسیار جالب توجه است . در این روایت مردم به سه دسته تقسیم می شوند. 1- ظالم   2- مقتصد 3- سابق با مخیرات . می­فرماید : الظالم یحوم حوم نفسه ، ظالم به گرد نفسش می­گردد. اگر به یاد داشته باشید معنای بندگی را گفتیم . بندگی یعنی چه؟ چه کسی نفس پرست است؟ بندگی نیمی محور قرار دادن کسی که نفسی را محور قرار بدهد. به این معناست که در زندگی دنبال این است که نفس دلش چه می خواهد . ظالم یعنی سیاه کننده و ظالم کسی است که حول نفس و امیال آن می گردد. در قسمت دوم روایت آمده است که والمقصد یحوم حوم عقله . آدم میانه رو گرد عقلش می­گردد. هر چه عقل بگوید می­پذیرد. عقل می­گوید آخرتی هم هست . همه اش نباید برای دنیا سرمایه گذاری کرد. رفتارهای عاقلانه دارد.

حاضران : منظور در اینجا عقل حسابگر است؟

 استاد: نه ، همین عقل مؤمن منظور است . مؤمن در کارهایش دو دو تا چهارتامی­کند. همه چیز را می­سنجد و حساب می کند. در قسمت آخر می­گوید: والسابق بالخیرات یحوم حوم ربّه . پیشتاز در راه خیر ، گرد پروردگارش می­گردد. اصلاً به ضرر و نفعش کاری نداره . محاسبه نمی کند، ضرر و منفعت را با هم نمی سنجد. فقط می­خواهد بداند خدا چه دوست دارد و او آنرا انجام دهد. در زندگی فقط همین یک محور را دارد.

 حاضرین : تلفیق در اینجا معنا ندارد؟

 استاد: چرا معنا دارد و معنایش شرک است!چون نمی شود در آن واحد دو چیز را بخواهد.

حاضرین: یعنی او خدا را با عقل نمی­خواهد ؟

استاد: رفتار انسان سابق بالخیرات ضد عقل نیست، فرای عقلش شیوه محاسبه جور دیگری است. او اصلاً محو است. خلاف عقل نمی کند اما محاسبۀ عقل ظاهری هم در کار او نیست. چرا که با منبع عقلا نیست و خیر در ارتباط است. اما مقتصد هم به این طرف توجه دارد هم به آن طرف.

 حاضرین : آیا عقلش را کنار می­گذارد؟

استاد: خیر ، عقل را کنار نمی­گذارد. عقلش را برای هدف دیگری به کار می گیرد. عقل برای او وسیله ای است برای رسیدن به معشوق عقل به او می­گوید اگر دین کار را انجام دهی به او می­رسی ! چرا که مقام عشق خلاف عقل نیست.

 

حاضرین : بعضی اوقات ممکن است قلب بر عقل فائق آید ؟

 استاد: بله ، کلیت را هم به استخدام می گیرند. یعنی دیگران وقتی با عقل خودشان حساب می کنند می­گویند. این شخص دیوانه است. در خطبه متقین امده است «یقولون قد خلطرا» مردم که به اینها نگاه می کنند می گویند اینها دیوانه اند. امیرالمؤمنین می­فرماید: «و قد خالط القوم اثر عظیمٌ»اینها مفتون یک امر عظیمی شده اند. که همان قیامت است. آنها خلاف عقل نمی کنند اما رفتارشان برخلاف عقل مردم است. مقتصد محورش حسابگری است. حساب می کند به جهنم نرود ، خدا از او ناراضی نشود، ضرر آخرتی نبیند. ضمناً به این سمت هم توجه دارد که لنگ نشود هم خدار را می خواهد هم خرما را . شأن نزول این ضرب المثل را هم که می­دانید . بت پرستهای قدیم از خرما هم بت درست می کردند. گرسنه شان که می شد درمانده می­شدند که  اگر آنرا بخورند دیگر خدا ندارند، اگر نخورند گرسنه می­مانند!

 

 یا ایها الذین امنوا ...

 حاضران: عبارت «یا ایها الذین امنوا» که در ابتدای اکثر آیات دیده می­شود ناظر به چه کسانی است؟ آیا  فقط کسانی که شهادتین گفته­اند؟

استاد: در زمان نزول قرآن ایمان همان قبول داشتن خدا، رسول و قرآن و معاد بوده است و وقتی ولایت امیرالمؤمنین هم اضافه می­شود اگر نباشد ، ایمان ناقص است. تفکیک بین اسلام و ایمان در قرآن به این شکل است: «قالت الاعراب امنا و لکن قولوا اسلمنا و لمّا یدخل الایمان قلوبکم» گفتن شهادتین یعنی اسلام. اما ایمان یک بحث درونی است و به دل مربوط می شود. یعنی آیا به مجموعه دستورات در قلبش هم ایمان دارد و تسلیم است. ورود به اسلام به قلب می شود ایمان. اسلام آوردن می تواند اجباری باشد اما ایمان آوردن نمی تواند چون به قلب مربوط است.


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده llsyniqdxa در تاریخ 1388/12/04 ساعت 04:02:55
5LqYuv cdvpgjpqdvmf, [url=http://ouaeqehyutsz.com/]ouaeqehyutsz[/url], [link=http://tbcaeehcgjwh.com/]tbcaeehcgjwh[/link], http://wykocdnnrwie.com/

نویسنده Anonymous در تاریخ 1388/12/06 ساعت 07:51:17
نام شما / ایمیل شما

 
 
حدیث ماه

حضرت رسول اکرم(ص):

 اقراؤا القرآن ما ائتلفت عليه قلوبكم,
و لانت عليه جلودكم,
 فاذا اختلفتم فلستم تقراونه.


 مادامى كه در تلاوت قرآن
قلوب شما نرم مى شود و 
درخود احساس خضوع مى كنيد
 قرآن بخوانيد و در غير اين صورت
 حق تلاوت را اداء نكرده ايد.

تألیفات

rang_mahboob

be range aseman


جبر و اختیار

ظاهر و باطن قرآن

 

Mambo is Free Software released under the GNU/GPL License.
توسعه یافته توسط تیم مامبولرن
Supported By Offshore Company