تفسیر آیه نور

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر آیه 35 سوره مبارکه نور

 

اللهُ نُور السَّمَاواتِ وَ الاَرض مَثَل نورهِ کَمِشکوَةٍ فِیها مِصبَاح

 خداوند نور آسمان و زمین است مثل نورش به چراغدانی میماند که در آن چراغی روشن است.

 

المِصبَاح فِی زُجاجة الزُجاجة کانها کوکَب درّی

 آن چراغ در میان شیشه ای که آن شیشه گویی ستاره ای است درخشان و روشن

 

یوقدُ مِن شجَرة مُبارَکة زیتُونة لَا شرقیَة و لا غریبة

 (این چراغ با روغنی) از درخت مبارکه ی زیتون  افروخته می شود که آن درخت (نه شرقی است و نه غربی)

 

یکَاد زَیتها یضئٌ

 روغن آن درخت (آن چنان صاف و خالص است) که نزدیک است شعله ور شود و نور دهد.

 

 و لو لَم تَمسسهُ نارٌ

 بدون آن که آتشی آن را بر افروزد

 

نورٌ عَلی نورٍ

 نوری بر فراز نوری دیگر

 

یهدی اللهُ لِنورهِ مَن یَشاءُ

 خدا هر که را خواهد به نور خود هدایت می کند

 

وَ یضربُ اللهُ الأَمثالَ للِنَّاس

 این مثال ها را خدا برای مردم می زند

 

واللهُ بکلِ شیءٍ عَلیم

 و خداوند به همه امور داناست

 

 این آیه ی شریفه  با یک بحث توحیدی آغاز می شود و در ادامه به تفصیل،به شاخه ای توحید می پردازد و آن شاخه «ولایت الله» است؛در قالب معرفی مثل های نور خدا که عهده دار هدایت اویند و ولایت الهی را در مسیر هدایت به سوی نور به کار می گیرند.

گفتیم مثل های نور خداوند؛می دانید که قرآن کریم ذات احدیت را منزه ا زدانستن مثل می داند و می فرماید:

 لیس کمثله شی ء و هو السمیع البصیر [شوری/11]

 و در عین حال،مثل را برای او محقق می داند.

 در سوره نحل نیز می خوانیم:

 ولله  المثل العلی و هو العزیز الحکیم[نحل/60]

 بهترین مثل ها از آن خداوند است و او عزتمند و حکیم است.

 و او فرموده است:

 وله المثل الأعلی فی السماوات و الأرض و هو العزیز الحکیم[روم/27]

 در آسمان ها و زمین از آن خداوند است و او عزتمند و حکیم است.

 در آیه شریفه نور نیز از مثل نور خدا سخن می گوید. بحث را از یک مثل آغاز می کند و در پایان از مثل ها یاد

 می کند و می فرماید:

 ویضربُ الله الأَمثالَ للِناس

 پس این آیه در صدد معرفی مثل های نور خدا ی رحمان است.

 در واژه «مثل» دقت کنیم.از جمله معانی مثل،صفت و وضعیت چیزی است؛مانند این آیه:

 «مثل بهشتی که به انسان های متقی وعده داده شده،نهرها از کف آن روان است.[رعد/35]»

و نیز مثل را به معنی علامتن نیز گفته اند.به هر حال،اولیای الهی و پیامبران می توانند به عنوان مثل مورد توجه قرار گیرند،چنانکه قرآن کریم درباره حضرت عیسی علیه السلام می فرماید:

 أن هو إلا عبد أنعمنا علیه وجعلناه مثلاً لبنی إسرائیل[زخرف/59]

 عیسی فقط بنده خداست که ما بر او نعمت ارزانی داشتیم و او را برای بنی اسرائیل «مثل»قرار دادیم.

 با این بیان،اینک نگاهی به آیه نور می افکنیم.

در این آیه،واژه «مثل» و مثل های مطرح شده،در جهت معرفی اولیای اسلام است.از چهارده نور مقدس یاد

می کند که هادیان امت اسلامی به سوی نور هستند و این سخنی است که از ناحیه خدای رحمان دریافت کرده اند.قرآن کریم این امر هدایت را در آغاز برای خدای رحمان می داند و می فرماید:

 الله ولی الذین آمنو یخرجهم من الظلمات إلی النور[بقره/257]

 خداوند ولی و سرپرست مؤمنان است.آنان را از ظلمت ها به سوی نور بر می کشد.

 در عبارت قرآنی فوق نکات زیر قابل توجه است:

 

1.خداوند ولی مؤمنان است.مسئله ی ولایت الهی در قرآن مکرر ذکر شده است و ختی ولایت بر مؤمنان،انحصاراً از آن خداوند رحمان دانسته شده است؛چنان که می فرماید:

 و ما لکم من دون الله من ولی ولا نصیر[بقره/107-شوری[31]

 برای شما به جز خدا ولی و یاوری نیست.

 

2.خداوند با ولایت خود مؤمنان را از ظلمت خارج م یکند و به سوی نور رهنمون می شود و در حقیقت ولایت خویش را در مسیر هدایت بندگان مؤمن به کار می گیرد.آنانکه مثل نور خدایند،باید این توانمندی را داشته باشند.قرآن کریم پیامبر را به همین ویژگی بیان می کند؛چنان که می فرماید:

 الرکتاب أنزلناه إلیک لتخرج الناس من الظلمات إالی النور بإذن ربهم إلی صراط العزیز الحمید[ابراهیم/1]

 این قرـآن کتابی است که به سویت نازل کردیم تا مردم را با رخصت پروردگارشان از ظلمت ها به سوی نور برون آری،به سوی راه خداوند عزتمند و ستوده.

 و نیز فرموده است:

 هو الذی ینزل علی عبده آیات بینات لیخرجکم من الظلمات إلی النور وإن الله بکم لرؤوف رحیم[حدید/9]

 اوست که آیاتی روشن بر بندگان خود نازل می کنددتا شما زا از ظلمت ها به سوی نور بیرون برد و بدون شک خداوند به شما رأفت و مهربانی دارد.

 رسولاً یتلو علیکم آیات الله مبینات لیخرج الذین آمنوا و عملوا الصالحات من الظلمات إالی النور[طلاق/11]

 رسولی فرستاده است که آیات خدا را بر وجه روشن بر شما تلاوت می کند تا کسانی را که ایمان آورده و کرداری شایسته به جا می آورند،از ظلمات به سوی نور برون آورد....

با تئجه به آیه های فوق،پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)دقیقاً اجرای همان برانامه الهی را عهده دار است و به تعبیری دیگر،خداوند رحمان مقام ولایت را به رسول اکرم(ص) عنایت فرموده است تا با ولایت الهی بتواند،امت ایمانی را از ظلمت ها برهاند و به نور امنیت برساند.این مقام ولایت و این راهبری الهی به سوی نور و امنیت پس از پیامبر اکرم(ص) به امیر المؤمنین(ع) و سپس به یکایک امامان معصوم منقل شده است.پس آنان اند که هادیان اهل ایمان به نورانیت اند. و اینان مثل نور خدایند.آیه مورد بحث،آنان را  به امت اسلامی معرفی می کند،اما این معرفی در قالب تشبیه و تمثیل است.چنان که از امام صادق(علیه السلام)نقل شده است که آن حضرت در پاسخ به سؤالی درباره این آیه فرمودند:

 هو مثل ضربه الله لنا،فالنبی و الأئمه صلوات الله علیهم من دلالات الله و آیاته التییهتدی به التوحید و مصالح الدین و شرایع الاسلام و السنن والفرائض،ولا قوة الا باالله العلی العظیم

 این مثالی است که خداوند برای ما آورده است.پس پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)و أئمه (علیهم السلام)ف از دلالت های خداوند و آیات او هستند که به وسیله آنها به توحید هدایت می کند و نیز به مصالح دینی و احکام اسلام و سنت ها و واجبات هدایت می نماید.و هیچ قوتی به جز خدای علی عظیم نیست.[تفسیر نور الثقلین/ج5/ص156]

 با این مقدمه اکنون به بحث پیرامون بخش های گوناگون ایه نور می پردازیم.می فرماید:

 مثل نور خدا،هم چون چراغ دان است.

 

مشکوة

در گذشته (مشکوة) و ای چراغدان را به صورت ایجاد حفره ای در دیوار تدارک می دیدند و با قرار دادن چراغ و یا مشعل در آن،روشنایی لازم را تأمین می کردند.بعد ها آن را از سقف می آویختند که هم اکنون هم این شیوه برقرار است.در بین تعابیری که برای مشکوة در روایات اهل بیت(علیهم السلام) آمده است،بیشترین آنها منظور آیه شریفه را از مشکوة،وجود مقدس صدیقه طاهره،حضرت زهرا (سلام الله علیها)دانسته اند.[همان/ص155]و الحق که همچنین است؛چراغدانی که 11 چراغ ولایت از او پدیدار گشت.

 

مصباح

می فرماید: فیها مصباح:

در این چراغدان چراغی است.درباره چراغ از امام صادق علیه السلام نقل شده است که:

مصباح الحسن

یعنمی منظور از چراغ امام حسن(علیه السلام) است.

 

 زجاجة

 المصباح فی زجاجة

 آن چراغ ردون آبگینه ای بلورین است.

 در این آیه،واژه مصباح تکرار شده است. بنابر این فوق،منظور از مصباح دوم، وجود امام حسین(علیه السلام) است که چراغ هدایت و کشتی نجات است.

«زجاجة» به معنای آبگینه ی بلورین نیز دوبار به کار رفته است.منظور زجاجه ی اول را،در احادیث امام سجاد(علیه السلام)می یابیم و منظور از زجاجه دوم امام باقر(علیه السلام)[نور/35]

با توجه به موراد فوق که با روایات امام اهل بیت (علیهم السلام) تطبیق دارد،خط محوری بحث آیه کاملاً روشن می شود.بر این اساس، می توان تطبیق های بعد را هر چند به صورت ظن،مورد توجه قرار داد.هم چنان که تا این مرحله،هر قسمت از مجموعه نور افشان الهی بر فردی از معصومین(علیهم السلام)تطبیق نموده است،مراحل بعدی نیز باید چنین باشد.هر چند در یک حدیث،با اندکی اختلاف تطبیق تا آخرین مرحله عصمت،یعنی حضرت ولی عصر(علیه السلا) ادامه یافته است،ولی در اغلب احادیث تا مرحله فوقروشن می گردد و از آن پس می تواند به صورت زیرین باشد که خدای رحمان قصد نموده است.

 

کوکب دری

 «الزجاجة کانها کوکب دری»

 آن حباب بلورین  چنان درحشان می شود که گویای ستاره ای است پر نور و فروزان.گفته شده که در احادیث اهل بیت(علیم السلام) زجاجه را به امام باقر(علیه السلام)مربوط دانسته اند.تشبیه بعدی،کوکب دری است.گویا مراد از کوکب دری امام صادق(علیه السلام) است که همچون ستاره ای درخشان در آسمان فرهنگ تشیع درخشیدند و معراف و احکام نورانی اسلامی را رونقی تازه بخشیدند؛تا بدان جا که شخصیت های بزرگ اهل سنت،همچون ابو حنیفه در زمره شاگردان آن حضرت در آمدند و تا چهار هزار شاگرددر مجلس درس برای آن حضرت در تاریخ به ثبت رسیده است.چه بسا همین تجلی عظیم فرهنگی در تشیع موجب گشت تا خلفای بنی عباس از مکتب تشیع سخت در هراس و نگرانی باشند.چرا که آنها به عنوان نجات بخش امت اسلامی از چنگال بنی امیه،داعیه حاکمیت داشتند و اکنون شیعیان را در برابر خود می دیدندکه از طرفی،با جانبازی عاشورا در رکاب امام حسین(علیه السلام)،بزرگترین حماسه تاریخ را آفریدند و زشتی چهره بنی امیه را آشکار ساختند و از سوی دیگر،بالاترین معارف مکتب اسلام را به برکت امام صادق (علیه السلام) در دست داشتند و به پشتوانه آن حضرت،خود را از هر کس و هر اندیشه بی نیاز می دیدند.مهم تر این که توجه مردم و توده ها را به خود جلب کرده بودند.چه بسا همین نگرانی موجب شد تا منصور دوانقی ،خلیفه مستکبر عباسی،مجلس درس امام را تعطیل کند و هارون الرشید،امام موسی ابن جعفر (علیه السلام)را زندانی کند و به شهادت برساند.به هر حال،تجلی بی نظیر امام صادق(علیه السلام) در آسمان علم و فضیلت امری است آشکار که دوست و دشمن به آن اعتراف کرده اند.

 

شجره مبارکه

 یوقد من شجرة مبارکة زیتونة لا ظرقیه و لا غریبه

 این ستاره نور افشان،گویا از درخت با برکت زیتونی فروزان شده است که نه شرقی است و نه غربی.

 به نظر می رسد که وجود مقدس امام هفتم(علیه السلام)به شجره مبارکه تشبیه شده باشد؛شجره ای که عمده نسل پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از او نشئت گرفته اند.این تشبیه در قرآن کریم نیز دیده می شود؛آن جا که می فرماید:

 الم تر کیف ضرب الله مثلاً کلمة طیبة کشجرة طیبة أصلها و فرعها فی السماء توتی أکلها کل حین بإذن ربها و یضرب الله الأمثال للناس لهلهم یتذکرون[ابراهیم/24و25]

 آیا ندیده ای که خدا چگونه حق و باطل را در قالب مثل روشن می کند؟

کلمه طیبه،یعنی طینت انسان پاک،همانند درختی پاک است.همچون نخل خرما که ریشه آن پا بر جاست و شاخه هایش در آسمان،همچون چتر سایبان،در هر فصل با رخصت پرورودگارش،میوه ای می پرورد که غذایی کامل محسوب می شود.خداوند مثل ها را برای مردم تبیین می کند،باشد که متوجه حقیقت مطلب شوند.

 روایات اهل بیت(علیهم السلام)،آیه فوق را نیز در زیمنه معرفی اولیای الهی در اسلام دانسته اند و عبارت«شجرة طیبة» را در همین زمینه معنی نموده اند.(1) در آیه مبارکه ی نور نیز،«شجرة مبارکه» می تواند در همین زمینه و منطبق با امام هفتم(سلام الله علیه)باشد.

 

زیت-نار

 یکاد زیتها یضی و لو لم تمسسه نا

 چیزی نمانده که روغن آن چراغ پرتو افشان شود،هر چند  آتشی در آن نگیرد.

 در جمله فوق دو  تشبیه زیبا به کار فته اند که می توانند به دو نور ولایت و امامت اشاراتی داشته باشند.این دو عبارت اند از:

«زیت» که مخزن انرژی چراغ است و دوم «نار»که روشن کننده چراغ استمی دانیم که در گذشته،سوخت چراغ ها را با روغن مخصوصی تأمین می کردند.طبیعی است که روغن باید پس از عبور از مجرایی خاص با آتشی که با آن تماس می یابد،روشن شود،اما روغن چراغ عترت و اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) که گویا منظور از آن وجودامام هشتم(سلام الله علیها)است،خود به خود پرتو افشان می شود؛هر چند آتشی در کنار او قرار نگیرد.

در این جا دو نکته قابل توجه است:

نکته اول این که امام هشتم(علیه السلام)درخششی ویژه یافتند.زیرا پس از شهادت امام موسی بن جعفر(علیه السلام)،امام هشتم به صورت رسمی و علنی به تبلیغ مکتب پرداختند و مورد توجه شیعیان و بلکه مسلمانان قرار گرفتند.تا آنجا که گاه اصحاب حضرت نگران می شدند و شهادت پدر بزرگوارشان را متذکر می شدند و امام می فرمودند:از ناخیه هارون هیچ خطری متوجه من نخواهد شد.گویا خداوند پس از شهادت امام هفتم(علیه السلام)رعبی در دل هارون القا کرده بود که می ترسید،تعرضی به خاندان پیامبر(صلی الله علی و آله)داشته باشد و امام(علیه السلام)از آن آگاه بودند.

ده سال از امامت امام رضا (علیه السلام)در زمان هارون بود که در این سال ها حضرت آزادانه به تبیلغ پرداختند.پنج سال بعدی نیز در زمان خلافت امین،حضرت در امنیت کامل بودند.زیرا درگیری امین و مأمون فرصتی را برای تعدی به ایشان باقی نمی گذاشت.پنج سال آخر دوره امامت ایشان با خلافت مأمون مقارن بود و پس از رفتن به طوس و قبول ولایت عهدی به شرط عدم دخالت در امور اجرایی،مکتب تشیع برای اولین بار در خلافت امویان و عباسیان،رسمیت سیاسی اسجتماعی یافت و زمینه رشد فراوانی به دست آورد.

از این پس بود که دامنه مکتب گسترده شد و در همه ی بلاد اسلامی رونق یافت تا آنجا که گفته اند،بیشترین توسعه ی تشیع در زمان بنی عباس صورت گرفته است.هرچند مأمون بر اساس انگیزه های سیاسی خویش چنین گامی برداشت،امام امام رضا(علیه السلام)از این موقعیت بهرتین استفاده را نمودند.امامت شیعه در موقعیت دیگری قرار گرفت و حتی عظمت امام  برای خود شیعیان  نیز بهرت شناخته شد«یکاد زیتها یضی»روغن چراغ ولایت و امامت در آسمان هدایت می درخشد.

 نکته دوم اینکه توجه به عبارت:

 و لو لم تمسسه نار

 نکته ای ظریف را روشن می سازد.روغن چراغ ولایت و امام هشتم(علیه السلام)می درخشد،هر چند آتشی بدان نرسد.می دانیم که دوره امامت امام هشتم(علیه السلام)20سال بود که در تمام این مدت به وضع ویژه ای درخشیدند و جهان دانش و معرفت را روشن کردند.اما حداقل 11 سال از این دوران بدون فرزند بودند و هنوز امام جواد(علیه السلام)به ایشان ملحق نشده بودند(2).همین امر گاه به گاه موجب نگرانی شیعیان می شد،اما امام به آنها دلداری م دادند که خداوند به من فرزندی عطا خواهد کرد.

مجدداً به آیه قرآن توجه کنیم:

نزدیک است که روغن آن چراغ پرتو افشانی کند،اگر چه به آن آتشی نرسد.

با این نگاه،وجود مقدس امام نهم به منزله ی آتشی است (3)که چراغ هدایت را روشن می سازد.البته این تشبیه خود تطبیقی زیبا را در بر دارد.زیرا ایمان به امام جواد(علیه السلام)همراه با کمال ایمان در حوزه امامت بوده است.در زمان امامان قبل،برخی مانند زیدیه و اسماعیلیه انشعاب به وجود آوردند و به کمال ایمان نرسیدند،ولی از زمان امام نهم به بعد هیچ انشعابی در تشیع صورت نگرفته است.

 

نور

 نورٌ علی نور

 نوری بر فراز نوری دیگر

 طبق آن چه نقل شده،از جمله ی اسم های امام دهم(علیه السلام)نور است.از زمان این امام بزرگوار،نگرانی خلفای بنی عباس نسبت به ظهور امام دوازدهم بسیار شدید شده بود.زیرا می دانستند،طبق احادیث رسول اکرم(صلی الله علیه و آله)،ظهور حضرت مهدی(عج)قطعی است و می دانستند،شیعیان فرزند امام یازدهم را همان منجی عالم می شناسند.

از این رو مراقبت آنان شدت یافت و امام دهم و بیشتر امام یازدهم را در محاصره گرفتند و در عین حفظ حرمت ظاهری،از تمس شیعیان با آنان ممانعت به عمل می آوردند.به همین خاطر،امام یازدهم لقب«عسکری» گرفتند؛زیرا در منطقه ای نظامی که کاملاً زیر نظطر بودند،منزل داشتند.البته این خود از جهتی برای آماده سازی شیعیان برای غیبت امام دوازدهم مؤثر بود.گویا خدای رحمان در این آیه شریفه از این دو امام عظیم الشأن با توجه به وضعیتی که ذکر شد،تعبیر نور را آورده اند.

 

نوره

 یهدی الله لنوره من یشاء

 خداوند هر که را بخواهد،به سوی «نورش» هدایت می کند.در روایات متعددی،منظور از «نوره» را نور امام دانسته اند و اگر خط سیر این آیه را این جا پایان یافته بدانیم،گویا منظور از «نوره» وجود مقدس امام عصر(عج) باشد که به حقیقت،نور الهی هستند.البته خدای رحمان هر که را بخواهد به این وجود مقدس رهنمون می سازد.عبارت«نوره» یک بار هم در آغاز آیه و قبل از معرفی مشکوة آمده است که چه بسا منظور خود رسول اکرم (صلی اله علیه و آله)باشد و نیز امیر المؤمنین(علیه السلام)را که نفس رسول الله دانسته شده اند،شامل گردد.با نگاه فوق،آیه شریفه ی نور،14نور ولایت و هدایت را در امت اسلامی معرفی می نماید و هر کدام را به امری تشبیه می کند که با شرایط ویژه ی او تناسب دارد.آیات بعدی نیز بسیار قابل توجه اند.

در آیه 36می فرماید:

 فی بیوت أذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه

 این نور های پاک در خانه هایی مإوا دارند که خداوند رحمان اذن داده است که بنیانش رفعت یابد، و نام خدا در آن خانه ها یاد شود.

 با توجه به این عبارت که «فی بیوت»ظرف است،مظروفی می خواهد و مظروف آن در عبارت چیزی به جز امثالی که در آیه قبل آمده اند،نخواهد بود.یعنی این مثل های نور الهی در خانه هایی هستند که خداوند درباره آنها اذن رفعت و بلندی داده است.اجازه داده است،اهل ایمان به این خانه ها روند و در آنجا خدا را یادور شوند.ذکر نام خدا در این خانه ها آن هم با اذن خدا می تواند به دو معنا باشد:

1.خداوند اذن داده است که خانه این اولیای الهی و در حال حاضر حرم آنان که بیت آنها محسوب می شود،پایگاه ذکر و توجه به خدا باشد.

2.اسم غیر از حالت لفظی،گاه وضعیت عینی دارد،زیرا اسم چیزی است که به صاحب اسم دلالت می کند.مثلاً همچنان که لفظ سعدی ذهن ما را متوجه آن ادیب توانمند می کند،کتاب «گلستان» نیز همین کار را انجام می دهد.پس کتاب نیز می تواند اسم باشد.

با این نگاه از ائمه (علیهم السلام)نقل شده است که:

 نحن أسماءالحسنی

 ما اسم های حسنای الهی هستیم.

 توجه به این نکته معنای دیگری  را روشن می کند:

«خداوند اذن داده است که مؤمنان در این خانه ها اسم خدا-یعنی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و یا معصومین پاکی که در این خانه ها هستند-را یاد کنند.به این تعبیر،خداوند اذن داده است که مؤمنان به حرم پیامبر بروند و در آنجا با رسول خدا(ص)سخن بگویند و او را یاد کنند.یا به مدینه بروند و با صدیقه طاهره سخن بگویند و نیز با چهار امام بقیع(سلام الله علیهم)به گفت و گو بنشینند.به نجف اشرف مشرف شوند و امیر المؤمنین(علیه السلام) را یاد کنند.در کربلا با امام حسین سخن بگویند.در کاظمین متذکر امام موسی بن جعفر و امام جواد باشند.در سامراءبا امام دهم و یازدهم و در مشهد با امام رضا (ع) سخن به راز بگویند.

آیا جز این است که این آیه شریفه،اهل ایمان را به زیارت حرم های نورانی رسول خدا و اهل آنها ترغیب

می کند؟ شش حرم مطهر که با حرم امن الهی مجموعاًهفت حرم در اسلام هستند. ادامه بحث آیه،مطلب را

 روشن تر می کند.

 رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیعٌ عن ذکر الله و اقام لصلوة ایتاء الزکاة یخافون  یوماً تتقلب فیه القلوب الابصار(4)

 در آ« خانه ها به صبح و عصر- با نماز نفله خدا را نسبیح می گویند.پاک مردانی که تجارت کالا و مبادلات،آنها را از یاد خدا و اقامه ی نماز و پرداخت زکات به لهو  و سرگرمی نکشانده و از روزی خائف اند که دل ها و دیده ها حیران و در تب و تاب اند.

مردان خدا که در آیه فوق از آنها ذکر شده است،همان شیعیان ولا مقام و اولیای الهی هستند که با تردد به حرم اهل بیت،به سوی خداوند تقرب می جویند.در حقیقت در این فراز،قرآن کریم قسمت قبل را تکمیل می کند و بر تشویق و ترغیب خود برای زیارت حرم های مطهر می افزاید؛با ذکر این که اولیای الهی که از زرق و برق دنیا دل بریده اند و به او دل سپرده اند،برای تسبیح و عبادت خود به این خانه ها و حرم ها راه می برند و این مکانهای نورانی را جایگاه ارتباط میژه خود با خدای رحمان قرار می دهند.در آیه بعد نتیجه تردد این بندگان پاک به حرم اهل بیت را چنین بیان می کند:

 لیجزیهم الله أحسن ما عملوا و یزیدهم من فضله و الله یرزق من یشاءُ بغیر حساب

 این پاک مردان،راه خود را در ارتباط با اولیای الهی هم چنان ادامه می دهند تا این که خداوند،بهترین دستاوردشان را پاداش دهد و از فضل و رحمت خود بر پاداششان بیفزاید و خدای رحمان هر که را که بخواهد بی حساب رسی و فراتر از محاسبات،روزی می بخشد.

گویا تردد در حرم اهل بیت(علیهم السلام)چنین پاداشی را در پی دارد که هنگام بررسی اعمال،خداوند بهتریان اعمال را ملاک نمره قرار می دهد.

برای مثال،بهترین نماز او را انتخاب می کند و نمره نماز را بر اساس آن قرار می دهند؛هم چنین در سایر اعمال. البته این امر برای کسی از است  که درجاتی از ایمان را پیموده باشد و امور دنیا او را از خداوند غافل نسازد.

در روایات اهل بیت(علیهم السلام)«بیوت»مطرح شده در آیه را بیوت اولیای خدا دانسته اند و در حدیثی که از طریق عامه نقل شده است،پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)نیز درباره این بیوت فرموده اند،منظور بیوت اولیاست.ابی بکر که این نکته را شنید گفت:یا رسول الله،آیا خانه ی فاطمه  هم از آن جمله است؟ فرمودند:بله از برترین آن هاست[تفسیر ثعلبی].

 

پی نوشت ها

---------------------------------------

1.تعبیر«کلمته» در قرآن کریم در موارد متعددی برای طینت انسانی به کار رفته است.مانند آیه ی171 سوره نساء که درباره ی حضرت عسیس می فرمایدو کلمه ی القاها الی مریم.

 

2.زیرا خد اکثر سنی که برای امام جواد(علیه السلام) در زمان شهادت امام رضا(علیه السلام) گفته اند،9سال است.

 

3.می دانیم که در موارد زیادی آتش برای اشاره و مفاهیم قدسی به کار می رود چنان که در کلام امیر المؤمنین(علیه السلام)محبت خدا به آتش تشبیه شده است می فرمایند:

حب لالله نار لا یمر علی شیء الا احترق.

 

4.رک:تفسیر برهان،نور الثقلین و سایر تفسیر روایی و نیز بحار الانوار

 

 

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • مربم ربانی

    سلام و با تشکر از سایت خوبتون ... متاسفانه پیش زمینه دارای رنگ تندی است که خوندن کلمان متن رو دچار مشکل می کنه لطفا رسیدگی فرمایید.

  • مریم رضوی

    با سلام و عرض ارادت و تشکر خدمت جناب دکتر میرباقری. مطالب درج شده بسیار زیبا و قابل تامل بود . از خدای رحمان برایتان سلامتی و طول عمر با عزت آرزومندم. التماس دعا.